حضرت زهرا(س)فرمودند: بهترین زنان، آن زنی است که به مرد نامحرم نگاه نکند و مرد نامحرم هم او را نبیند

نام نیکو برای فرزند
نویسنده : من یک محجبه ام
تاریخ : شنبه سیزدهم دی 1393

خیلی وقت بود که ننوشته بودم .بعضی چیزها بزرگ آن قدر کم توجهی بهشون می شود که کوچک به نظر برسند.

حالا که محرم و صفر تموم شده می خوام از چیزی بنویسم که ربطی به موضوع حجاب و چادر ندارد.ولی دوست دارم از موضوع بنویسم.

اسم پسرم را حسین گذاشتم .نامی که هم زیبا است و هم از نامهای  ائمه است.حسین که فقط حسین است نه امیر حسین یا هر چیزی شبیه این .تنها حسین .

وقتی به هر کسی اسم پسرمون را می گفتیم تعجب می کرد.انگار این نام  زیبا غریب است .از این نام متاسفانه کمتر استفاده می شود. نامی که دو ماه حزن واندوه امام سوم ما شیعیان را تداعی می کند.

انتخاب اسم برای فرزند مسله مهمی است که نادیده گرفته شده است.اسم هایی که الان پدرو مادرها برای فرزندشان انتخاب می کنند بعضا بی محتوا و بدون در نظر گرفتن تاثیر این اسم در تربیت فرزند است.بیشتر اسم ها به سبک تک بودن و خاص بودن انتخاب می شود .مبانی اسلامی و مذهبی در انتخاب نام در نظر گرفته نمی شود.

اسامی علی و محمد و حسن و حسین و... هم زیبا و هم دارای پشتوانه اعتقادی بالایی است. اسامی که به تنهایی یادآور نام ائمه ما هستند ولی همین نکته که اینها را باهم ترکیب می کنند و اسامی جدید می سازند شاید زیبا نباشد مثل امیر علی و امیر حسین و امیر رضا و...

این اسامی ترکیبی شاید در ظاهر زیبا باشند ولی معنایی که در انتخاب نام حسین هست و عظمت این نام وجود دارد مسلما در نام امیر حسین نیست.

قرآن كريم و روايات اسلامي ما به نام‌هاي نيك و نامگذاري صحيح اين همه اهميت داده‌اند،چرا ما در امر نامگذاري سهل‌انگار و بي‌توجه باشيم؟ چرا بايد اسمي سبك و زننده براي فرزندانمان برگزينيم؟ چرا با نهادن نام به ‌ظاهر زيبا، اما بي‌ محتوا براي فرزندانمان، خود را در برابر آنان و آنها را در برابر جامعه شرمنده سازيم؟ آيا شايسته است كه فرزندانمان را به دست خود در جامعه تحقير كنيم؟ مگر اسامي زيباي: « فاطمه، زهرا، مريم، معصومه، حديثه، رقيه، حميده، رحيمه، مرضيه، حنانه، طاهره، مليحه، زهره، سحر، زينب و صدها نام پُر معنا و زيباي ديگر چه ايرادي دارند كه از آنها غفلت مي‌كنيم؟ و يا اسامي پسر همچون: « محمد، علي، مهدي، رضا، مجيد، مطهر، حميد، شريف، صالح، لقمان، روح الله و صابر» چه اشكالي دارند كه برخي اسم‌هاي غربي و سبك را برمي‌گزينند.

بیاید نام فرزندمان را درست انتخاب کنیم .تا اولین گام مهم را در تربیت درست کودکمان بر داریم.

--------------------------------------------

قال علىّ عليه السّلام: و حقّ الولد على الوالد ان يحسن اسمه و يحسن ادبه و يعلّمه القرآن؛[1]حق فرزند بر پدر اين است كه نام او را نيكو قرار دهد و او را خوب تربيت كند و به او قرآن را ياد دهد.

امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل مي كند: من ولدله أربعة أولاد لم يسمّ أحدهم باسمي فقد جفاني. [4] كسي كه چهار فرزند بياورد و هيچ يك را به اسم من نامگذاري نكند، به من جفا كرده است.

امام رضا(عليه السلام) دربارة اهميت نامگذاري فرزندان به نامهاي نيكو و تاثير آن در زندگي مي فرمايد: « لايَدْخُلُ الْفَقْرُ بَيْتاً فِيهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ أَوْ أَحْمَدَ أَوْ عَلِيٍّ أَوِ الْحَسَنِ أَوِ الْحُسَيْنِ أَوْ جَعْفَرٍ أَوْ طَالِبٍ أَوْ عَبْدِ اللَّهِ أَوْ فَاطِمَةَ مِنَ النِّسَاءِ؛ يعني: در خانه اي كه كسي به نام محمد يا احمد يا علي يا حسن يا حسين يا جعفر يا طالب يا عبدالله و از زنان به نام فاطمه وجود داشته باشد، فقر و تنگدستي راه نخواهد يافت».

------------------------------------

امام سجاد علیه السلام از اسماء بنت عمیس نقل می کند که وقتی حسین علیه السلام به دنیا آمد، پیامبر به علی علیه السلام فرمود:« نام فرزندم را چه نهادی؟»
عرض کرد:« من در نامگذاری بر فرزندم از رسول خدا پیشی نمی گیرم با آنکه دوست داشتم او را« حَرب» بنامم.»
پیامبر فرمود:« من نیز در نامگذاری بر پروردگارم پیشی نمی گیرم.»
آن گاه جبرئیل فرود آمد و گفت:« ای محمد! خدای بلندمرتبه به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید علی برای تو همانند هارون برای موسی است. نام پسر حضرت هارون علیه السلام را بر فرزند خود بگذار.»
پیامبر پرسید:« اسم پسر حضرت هارون علیه السلام چیست؟»
جبرئیل جواب داد:« شُبیر.»
پیامبر فرمود:« زبان من عربی است ( و این اسم به به زبان عبری است).»
جبرئیل عرض کرد:« نام او را حسین بگذار ( که معادل شبٌیر در زبان عبری است).»
پس پیامبر نام او را حسین نهاد.

در روایتی دیگر آمده است که وقتی حسن علیه السلام به دنیا آمد، علی علیه السلام او را حمزه نام نهاد و وقتی حسین علیه السلام به دنیا آمد او را جعفر نامید.(شاید به دلیل علاقه‌اش به حمزه‌ی سید الشهداء، عموی پیامبر، و حضرت جعفر طیار، برادرش.) رسول خدا صلی الله علیه واله علی علیه السلام را فرا خواند و فرمود:« من امر شده ام که نام این دو فرزند را تغییر دهم.»
امام علی عرض کرد:« خدا و رسول او بهتر می‌دانند.»
آن گاه پیامبر نام آن دو را حسن و حسین نامید.

و نیز در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که وقتی امام حسن علیه السلام به دنیا آمد جبرئیل پارچه حریری از بهشت برای پیامبر هدیه آورد که در آن نام « حسن» نوشته شده بود.
و زمانی که فاطمه سلام الله علیها حسین علیه السلام را به دنیا آورد، او را نزد رسول خدا برد. پیامبر فرمود:« هذا أحسن من ذاک» ( این فرزند از آن زیباتر و نیکوتر است.)»
پس او را حسین نام نهاد.
منابع:

    بحار الانوار، ج 43، ص 238، حدیث 3 - عیون اخبار الرضا.
    بحار الانوار، ج 43، ص 251، حدیث 28 - مناقب ابن شهر آشوب.





خدایا عظمتت را شکر.
نویسنده : من یک محجبه ام
تاریخ : جمعه بیست و هشتم آذر 1393

مفضل می‌گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد طفل پرسیدم که چرا بدون علت می‌خندد یا بدون درد می‌گرید؟
فرمودند: ای مفضل! هیچ طفلی نیست مگر اینکه امام را می‌بیند و با ایشان نجوا می‌کند. علت گریه‌اش غایب شدن امام از اوست و علت خنده‌اش رو آوردن امام به اوست. وقتی زبانش به سخن باز شد این باب بر او بسته می‌شود و بر قلبش مُهر فراموشی زده می‌شود.
(یعنی این ماجرا را از یاد می برد)
متن عربی روایت در دیدگاه:

عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ‏ :سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنِ الطِّفْلِ‏ یَضْحَكُ‏ مِنْ غَیْرِ عَجَبٍ وَ یَبْكِی مِنْ غَیْرِ أَلَمٍ فَقَالَ یَا مُفَضَّلُ مَا مِنْ طِفْلٍ إِلَّا وَ هُوَ یَرَى الْإِمَامَ وَ یُنَاجِیهِ فَبُكَاؤُهُ لِغَیْبَةِ الْإِمَامِ عَنْهُ وَ ضَحِكُهُ إِذَا أَقْبَلَ عَلَیْهِ حَتَّى إِذَا أُطْلِقَ لِسَانُهُ أُغْلِقَ ذَلِكَ الْبَابُ عَنْهُ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالنِّسْیَان
(علل الشرایع ج2 ص584)

*****

ای کاش هیچ وقت زبان باز نمی کردیم.ای کاش

 





حجاب انتخاب زیبا
نویسنده : من یک محجبه ام
تاریخ : شنبه هفتم تیر 1393

در آشنایان همسرم، خانمی را می شناسم که همیشه در حجاب در بین فامیل خود را در قید نمی گذاشت و راحت روسری اش را بر میداشت .ولی همیشه با هم که مراوده داشتیم از حجاب من تعریف میکرد ولی نمی دانستم چرا خودش رعایت آن را ندارد.

چند وقت پیش در شرکتی بزرگ استخدام شد و در آنجا چادر سر کردن اصل بود ایشون هم پذیرفته بود.نمی دانم انگار این بهانه ایی بود برای باحجاب شدنش .جالب بود که در محیط کار با اینکه  همه خانم بودند و می تونست چادرش را برداره ولی ایشون کاملا چادر سرش می کرد با اینکه آقایون در محل کارشون با هماهنگی وارد میشدنند ولی ایشون بدون ذره ای آرایش بود و میگفت مدیر برای این حجاب کاملش احترام زیادی قائل بود.

من تا خودم چادری  و بدون آرایش بودنش  را ندیده بودم برام قابل باور نبود.وقتی دیدمش خیلی جالب بود ولی هنوز رعایت این حجاب در همه جا انجام نمی داد و مهمانی ها مثل قبل رفتار میکرد . از من خواست نحوه سر کردن روسری را یادش بدهم و در مورد مدل های مختلف چادر سوال میکرد.انگار ته قلب اش این حجاب را می خواست ولی هنوز نتوانسته بود به دلیل نگاه دیگران و تغییری که ایجاد شده جوابی داشته باشد.

بهش گفتم وقتی ادم چادر سرش میکنه اگر بنا به علتی مثلا کثیف شدن چادرش و ... مجبور بشه برای حتی یک لحظه اون رو از سرش بداره ، حسی خاصی پیش میاد که فکر میکنند همه دارند نگاه اش می کنند حتی احساس عریانی دارند .جالب بود خودش هم همین را میگفت ولی در عمل این کار را انجام نمیداند.این دوگانگی قابل درک بود.منم اصلا ازش نپرسیدم چرا کلا با حجاب نمیشی یا چرا اینطوری هستی.می دونستم خودش بالاخره به اونچه که در حجاب هست پی میبره .

زیبایی حجاب به انتخاب و تفکر ادم ها بستگی داره .زیبایی و آرامش این قضیه چیزی نیست که با حرف بشه به کسی فهموند بلکه فقط باید دید و درک کرد .به نظرم به فطرت برمیگرده.

در خانواده همسرم با اینکه چند نفر با حجاب و چادر هست ولی وقتی من با از ابتدا آشنا شدم و معرفیم با چادر اومدم دیدگاه آقایون مجرد اونجا هم انگار عوض شده .برادر شوهرم وقتی می خواست خواستگاری بره ( البته خدا رحمتش کنه چون چند هفته هست که فوت کرده ) به مادرش گفته بود  یه دختر چادری می خوام مثل عروس قبلیت باشه با حجاب.به نظرم مسله حجاب چیزی نیست که بشه نادیده اش گرفت و الان موضوعی شده که در انتخاب آقایون و دیدگاهشون نسبت به همسر آینده شون بیشتر از قبل در نظر گرفته میشه.





برده داری نوین در ویترن های خیابان
نویسنده : من یک محجبه ام
تاریخ : سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393
چند روز پیش خبر 20:30 یه گزارش تکان دهنده ای رو پخش کرد.  مغازه هایی در اروپا ، زن ها را که به عنوان برده جنسی در ویتروی مغازه خود قرار میدهند.تا هر کس خواهان آن است برای اجاره  یا فروش این زن ها اقدام کند.البته این اتفاق قبلا در خیابان های تل آویو افتاده بود:


  سی ان ان با انتشار فیلمی افشا کرد: « در خیابان های تل آویو، در کنار فروشگاه های لباس و غذا و آرایشگاه ها، فروشگاه هایی نیز برای فروش زنان به صورت برده وجود دارد. در ویترین این مغازه ها زنانی وجود دارند که روی دستشان اتیکت های قیمت نصب شده و علاوه بر سن، قد و وزن و کشور محل تولد آنها درج شده است».

متاسفانه این برده داری مدرن روز به روز در گوشه های دیگر جهان درحال گسترش است و زن را همچون کالا در بازارهای خود خرید و فروش میکنند.برده داریی که نمونه دیگر آن در سوریه به عنوان جهاد نکاح در بین آدم هایی به اصطلاح مسلمان رواج یافته و افتخاری بزرگ هم محسوب میشود.

این اتفاقا دل آدم را به درد می اورد در گزارش خبری که پخش شد زنی که گویا خودش هم در این ویترین ها قرار گرفته است با گریه می گفت من نه پولی داشتم و نه غذایی برای خوردن مجبور به این کار شدم .ای کاش هیچ وقت به این دنیا نیامده بودم که این طور عذاب بکشم دلم میخواهد بمیرم و دیگه این روزها را نبینم.

این تن فروشی ها به خواسته هیچ زنی نیست و حتی تصور این کار هم در ذهن که چنین رفتاری با موجودی کردند و او را در حد یک حیوان دیدن کاملا عذاب آور است.جهانی که هر روز در جایش ادعای آزادی زنان را در آن سر می دهند حالا جز دروغ چیز دیگری ندارند که همه برای رسیدن به خواسته های شیطانی این کار را انجام میدهند.

حیف از زن با این همه عظمت و ابهت اش که هم دختر بودنش افتخار است و هم زن  و مادر بودنش نمونه ایی بی همتای عالم.حیف .... !!

ولی فراموش نکنیم که این اتفاقا اگر در اسراییل و اروپا به این صورت است در سوریه در شکلی دیگر است مبادا در کشور ما هم نوعی دیگر از این را ببنیم یا شاید در پوسته های زیر شهر شکل دیگر آن در ویترین شرکت ها و فروشگاه هایی که دختران و زنان ما را به عنوان پیشبرد کارشان استفاده می کنند ، وجود داشته باشد و ما باز هم بی خبر از کنارش می گذاریم و یادم میرود که خدا شاهد و ناظر اعمال ما است.






پوشش مشکی
نویسنده : من یک محجبه ام
تاریخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393

وقتی انسان به اجسام سفید نگاه می کند، احساس می کند که آن شی به او

نزدیکتر از فاصله اصلی است در حالی که شی سیاه رنگ را احساس می کند از او دورتر می شود.

پس پوشش مشکی برای زنان موجب می گردد که از دید مردان دورتر جلوه نمایند.

علاوه بر آن رنگ مشکی صامت بوده و موجب تحریک و تهییج غرائز نمی شود.

در یک نگاه هدف از پوشش مشکی ، ایجاد فضای آزادی برای دختران و پسران

در فعالیت های اجتماعی است و مانعی است برای تحریک های غیر اخلاقی مردان





روز شهادت زهرای اطهر است
نویسنده : من یک محجبه ام
تاریخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392

حجاب، همان چادری بود که پشت درب خانه سوخت ولی ازسرفاطمه (س)نیفتاد. یازهرا.


رسول الله درباره حضرت زهرا می فرمایند

به ازای هر نخ چادر دخترم فاطمه گروه گروه مسلمان وارد بهشت خواهد شد
اما افسوس که مردم قدر نشناس مدینه این چادر را خاکی کردند



روز شهادت زهرای اطهر است
عالم پر از مصیبت و دل ها مکدّر است
خشکیده چون نهال برومند عمر او
چشم جهانیان همه از اشکِ غم ، تر است

شهادت بانوی دو عالم ، امّ ابیها حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها بر عموم مسلمانان تسلیت باد





خواهشا به این وبلاگ سر بزنید
نویسنده : من یک محجبه ام
تاریخ : چهارشنبه سی ام بهمن 1392

خواهشا مطالب این وبلاگ (خاکریز خاطرات ) رو بخونید و حتما نوایی مفقود الاثر که از وبلاگ پخش میشه رو گوش بدید.




آخه من مادر ندارم...


شب عملیات یه نوجوان دنبال پیشانی بند می گشت

گفتم: این همه پیشانی بند اینجاست ، یکی رو بردار

گفت: من سربند یا زهرا سلام الله علیها می خوام

علتش رو پرسیدم

سرش رو انداخت پایین و با خجالت گفت:

آخه من مادر ندارم...



یا امام غریب ...


مسعود داد زد: " توپ! توپ! "

اکبر پرید با سینه توپ رو نگه داشت

بچه ها کلی حال کردند و گفتند:

دمت گرم! خیلی باحال بود...


مسعود داد زد: " توپ! توپ! "

اکبر خیز برداشت و سینه اش رو سپر کرد

همه بهت زده گفتند: " یا امام غریب علیه السلام "


.....................






خود را آسان نفرشیم
نویسنده : من یک محجبه ام
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392
شبکه تماشا چند وقت هست که سریال در چشم باد را دوباره پخش می کند.

سریال زیبا و پرمحتوایی است.در قسمت که امروز پخش شد اتفاقی برای بیژن (نقش اصلی سریال ) می افتد .

او یک مهمانی از طرف ایران ( دختری که بیژن می خواست با او ازدواج کند) دعوت شد.در این مهمانی وقتی پدر ایران (دختر تيمسار نخجوان) به شازده پهلوی دخترش را معرفی میکند در جلوی چشم بیژن او درخواشت همراهی برای رقص به ایران می دهد.در همان جا ایران با شازده میرود و بیژن که انگار از خواب غفلت ای به ناگاه بیدار می شود.

می بیند دختری با او نامزد است به راحتی برای رقص و استفاده به سمت مرد دیگری می رود .می فهمد زن در اینجا برای او نیست و دیگران هم می توانند از یک زن برای لذایذ جنسی خود او را با خود ببرند و او هم حق سرکشی ندارد.

زن در دوران پهلوی و در زمانی خود را بدون قید و بند دینی بداند فقط متعلق به محارم خود نیست و هر نامحرمی می تواند به هر میزان می خواهد از او استفاده کند و غیرت مرد او را زیرپا له کند.

زن همچون کالایی برای استفاده همگان در ویترین خودآرایی می کند تا هر کس که خواست و قدرت دارد از او استفاده کند.در دیروز قدرت و مقام اجازه بهرگیری بیشتر را می داد و امروز بدون قدرت دختران بدون آگاهی همین کار را می کنند.

حیف از زنان و دخترانی که اینگونه حیا و عفاف خویش را به نگاهی و .... میفروشند بدون اینکه بدانند عزت و عظمت یک زن بیش از اینهاست.





خدیا ما رو در برابر خلق روسیاه نگردان
نویسنده : من یک محجبه ام
تاریخ : شنبه بیست و ششم بهمن 1392
چند روزه که میرینم برای پیدا کردن خونه برای اجاره. داریم برمیگردیم تهران شهر  خودمان ،هرجا میریم صاحبخونه ما رو قبول میکنه ولی ما هنوز خونه رو  نپسندیدیم .

همسرم  با خنده میگه چطوریه هر جا ما میریم میگن مذهبی هستید قبول می کنند.و خوششون می یاد از ما .

خدا کنه خدا هم از ما خوشش بیاد و ما لایق باشیم که اینطور ما رو در دید دیگران خوب نشون میده.

بالاخره خونه پیدا کردیم صاحبخانه باما راه اومد گفت چون مذهبی هستید و ازتون خوشم اومده قبوله.

یاده یه خاطراتی در این زمینه افتادم یکی از اون ها امروز بگم یه دونه دفعه بعد.


چند وقت پیش همسرم برای ماموریت کاری یک شب نبود و با همکارش رفته بود.اولین شب بود بعد از ازدواج از هم جدا میشیدیم و منم چون توی این شهر تنها هستم .خیلی نگران بود.همش  زنگ میزد.

منم نگران راه طولانی و خستگی اون بودم و از تنهایی نمی ترسیدم.

توی راه بود که گفت همکارم میگه خانم و بچه من هم تنها هستند شماره تماس داد باهاشون صحبت کنم و برم پیششون.

ما اون خانم صحبت کردم صدایی خیلی مهربونی داشت پیشنهاد داد بیاد دنبالم و باهم بریم بیرون .

باهم آشنا شدیم یه ظاهر ساده و اخلاق مهربونی داشت و یه دختر ده ساله.

باهم در شهر یه گشتی زدیم .سر صحبت که باز شد خودش تعریف کرد.

همسر من هم ماموریت زیاد نمیره ولی نگران بودم آقایی که همراهش هست کی هست که ازش پرسیدم گفت یه آقای مذهبی  و خیالم راحت شد.بعد که زنگ زد اصرار کرد بیام با شما آشنا بشم.گفت خانمشون چادری هست  .از طرفی اصلا همسرم عادت نداره با کسی رفت و آمد داشته باشه ولی اصرار داشت با شما آشنا بشم و بعدا رفت و آمد کنیم.خیلی برام جالب بود که شما کی هستید.

تعجب کردم گفتم مگه چادری و غیر چادری فرق داره؟

گفت همسرم چادر خیلی دوست داره و از آقای شما خوشش اومده وحالا دوست داره آشنا بشیم.

بعد کلی درد وو دل و خاطره تعریف کردیم.

فردا شب هم چون آقایون دیر میومدنند .عصر پیشنهاد داد بازهم همدیگر رو ببینیم.

این بار چادر سرش بود .اون شب بازهم  باهم صحبت کردیم  و خوش گذشت.

................................

خانم ها عادت دارند همه چیز را با جزییات ببیند و تعریف کنند.ببخشید طولانی شد.

خاطره تعریف کردم و قصد نتیجه گیری نداشتم





سفید و سیاه
نویسنده : من یک محجبه ام
تاریخ : شنبه بیست و ششم بهمن 1392

وقتی انسان به اجسام سفید نگاه می کند، احساس می کند که آن شی به او

نزدیکتر از فاصله اصلی است در حالی که شی سیاه رنگ را احساس می کند از او دورتر می شود.

پس پوشش مشکی برای زنان موجب می گردد که از دید مردان دورتر جلوه نمایند.

علاوه بر آن رنگ مشکی صامت بوده و موجب تحریک و تهییج غرائز نمی شود.

در یک نگاه هدف از پوشش مشکی ، ایجاد فضای آزادی برای دختران و پسران

در فعالیت های اجتماعی است و مانعی است برای تحریک های غیر اخلاقی مردان





مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir













پایگاه جامع عاشورا